مهر ۲, ۱۳۹۶

اعتدال و توسعه یا انحصار و توسعه؟؟؟ / پویا قلی پور

با توجه به اجماع منحصر به فرد اکثر نیروهای خواستار توسعه استان و امید به اینکه صدای همه دلسوزان توسعه استان در گوشهای مرکز نشینان و تصمیم سازان بنشیند و کل ۴ سال آینده استان را تبدیل به حیاط خلوت یک حزب نکند و در انتصاب استاندار صدای همه جریانات و گروه های حامی دولت توسط وزیر کشور و شخص روحانی شنیده شود،چند نکته در مباحث و رخدادهای چند روز اخیر حائز اهمیت است که نباید از نظر دور داشت و شاید مرورش برای ادامه مسیر در استان عبرت آموز و درس آموز باشد که به اجمال به آنها اشاره میکنم:

۱- با رصد موضع گیری های چند وقت اخیر برخی جریانات و احزاب و گروه ها و اشخاص اولین نکته ای که خودنمایی میکند انحصار طلبی حزب اعتدال و توسعه استان در حوزه کنشگری برای انتصاب استاندار است.تقریبا تمام سایتها و افراد نزدیک به مرکزیت حزب در استان بدون توجه به اجماع شکل گرفته میان اکثر نیروهای فعال استان راه خود را میروند و کاملا هماهنگ و متحد المواضع بر موضع اولیه خود برای تعرفه گزینه خود ابرام و اصرار میکنند و در این راه از هیچ روش و منش غیر منصفانه ای هم ابا و واهمه ندارند حتی شنیده ها حکایت از تطمیع افراد و گروه های اوسط المواضع و مصلحت گراتر توسط واسطه های منتسب به اعتدالیون و گزینه هایشان دارد.این نکته که یک حزب بدون توجه به مطالبات غالب فعالان سیاسی استان و حتی بدون در نظر گرفتن نظرات مجمع نمایندگان استان،این چنین سهم خواهانه و انحصار گرایانه بر طبل جداسری میکوبند و حتی انتظار دارد کل جریانات صدایشان را با همان یک حزب هماهنگ کنند تنها و تنها چیزی که نام نمیگیرد اعتدال است و بس.این گونه مواضع و پافشاری ها تنها مصداق انحصار در اعتدال است و هیچ نام دیگری بر آن نمیتوان نهاد.شاید این توهم که همه جریانات و احزاب و نمایندگان باید یکطرفه و یکسویه با آن حزب معتدل ائتلاف یکسویه کند ناشی از همان توهمی است که در جلسه ای خصوصی بیان شده که شما اصلاح طلبان آزادیتان را مدیون حضور اعتدالی ها در قدرت هستید وگرنه اگر اعتدال و اعتدالیون نبودند اصلاح طلبان باید از پشت میله های زندان نظاره گر رخدادهای کشور و استان میبودید.
همین تصورات باعث شد که در انتخابات ۹۴ و ۹۶ با وجود مباحثی ناظر بر حضور اعتدال و توسعه در فرایند بستن لیست امید در انتها اعتدالیون لیست های موازی خود را معرفی کردند و جداسری پیشه کردند و نکته جالبتر آنجاست که همانها که هرگز در دوران پسا ۹۲ پایبند هیچ ائتلافی نبودند امروز از جداسری ها شکایت میکنند و دیگرا را دعوت به اتحاد و وفاق و ….شاید برای آنها باید این شهر مارگوت بیگل را زمزمه کرد که:
پیش از آنکه به تنهایی خود پناه برم
از دیگران شکوه آواز می کنم
فریاد می کشم که ترکم گفتند!
چرا از خود نمی پرسم:
کسی را دارم
که احساسم را
اندیشه و رویایم را
زندگی ام را با او قسمت کنم؟
آغاز جدا سری شاید از دیگران نبود…

۲- نکته شایان توجه دیگر آن است که درون جریان اصلاح طلبان هم اولین مجموعه ای که تصمیم گرفت بر انتخابهای اجماعی اصلاح طلبان بیافزاید همان مجموعه ای بود که در اکثر سالهای عمر کوتاهش در استان بیش از آنکه اجماع ساز باشد اجماع شکن بوده و تصمیم گرفته با بهانه های مختلف راهش را از اجماع حداکثری اصلاح طلبان جدا کند،البته باید اذعان کرد که در این اجماع شکنی ها و راه خود رفتن ها پیشرفت داشته و از کوچکی نژاد ۹۴ به کیوان محمدی در ۹۶ رسیده که این گام به جلو را باید دستاورد مهمی دانست و از ایشان متشکر بود.اما در ادامه این گزینه افزایی ها برای افزایش شانسهای پیروزی باید اشاره ای هم به بزرگترین!!!! فراکسیون شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب هم اشاره کرد که هنوز حتی اسامی احزاب عضو آن فراکسیون هم برای جامعه و مخاطبین مشخص نشده (البته احتمالا اسامی احزاب و گروه ها عمدا اعلام نشده تا بتوان در لحظات آخر ریل را عوض کرد و در تیم برنده توپ زد.)البته از این جمع تازه تکروی آغاز کرده هم باید ممنون بود که برای افزایش شانس پیروزی به افزودن یک گزینه کفایت کرده و لیستش را به ۲۰ یا ۳۰ نفر افزایش نداده است!!!

۳- نکته سوم و برای شخص من جذابتر آنجاست که حتی کسانی که با لطایف الحیل (و حتی بر اساس برخی شنیده ها با فشار اقوام و … تهدید به عملیات انتحاری و هاراگیری به ستاد ۹۶ وارد شدند و در همان ستاد مشغول بولتن سازی علیه افراد فعال در همان ستاد بودند امروز با هدف دور کردن نیروهای اصلاح طلب از استانداری شروع به مصاحبه کردن آنهم در شب انتخاب استاندار میکنند و انگار نطقشان تازه باز شده.نام این مجموعه را تنها میتوان مجاهدین آخر شب شنبه نامید و بس.خوب است که این افراد نگاهی به مواضع و کنش های نه چندان دور خود داشته باشند تا ببینند مولود کدام ستادها و افراد هستند و نسبتشان با حاضرین در قدرت در دوره های مختلف چه بوده.

۴- اما یک اتفاق ناخوشایند که ممکن است در این فقره رخ دهد آنجاست که تصمیم یکسویه و پافشاری بر گزینه ای غیر اجماعی ممکن است تیر پایانی باشد بر پیکر کم جان و بی جان شده ائتلاف.از آنرو که زمزمه هایی در سطح کشور برای احتمال جدایی اصلاح طلبان از اعتدالیون در انتخابات بهدی آغاز شده،شاید تصمیم وزارت کشور در استان گیلان و البته استانهای دیگر راه آغازی باشد بر عملیاتی شدن این پیشنهاد.رخدادی که اگر رخ دهد دودش نه تنها به چشم اصلاح طلبان بلکه به چشم همه جریانات عقلانیت محور و افراط ستیز خواهد رفت.برخاستن دولت روحانی از دنده چپ در دولت اول و غش کردن دولت دوم روحانی به راست در چینش کابینه اگر با انتصابات اجماع ستیز در استانها همراه شود شاید راه را برای اقناع بدنه اجتماعی اصلاح طلب و تحول خواه مشکل تر و سخت تر کند (بدنه اجتماعی ای که با انتصاب روسای ستاد اصلاح طلب در کل کشور دوباره امیدوار شده بود و انتظار تحولاتی را میکشید شاید با این انتصابات شبه اعتدالی دوباره مایوس شود و به کنش های ۸۴ اش بازگردد و در بهترین حالت نسبت به رخ دادن تغییرات ناامید شود و راه قهر از صندوق ها را پیشه کند.دولت روحانی نباید فراموش کند که آرای رتبه سوم خود را در گیلان لااقل با درصد بالایی مدیون تلاشهای همان کسانی است که امروز چشم بر گزینه هایشان بسته و با فشار نوبخت حتی حاضر نیست نیم نگاهی به سوابق و کارنامه های درخشان آن لیست ۴ نفره در مقابل مدیر ۴ ساله مورد نظرش بکند.این چشم بستن بر کنشهای دلسوزانه و تمام قد مهمترین سرمایه اجتماعی این دولت شاید مصداق بارز امید سوزی است در کارنامه دولتی که قرار بود دولت تدبیر و امید باشد.

۵- در پایان این برداشتها از رخدادهای هفته های گذشته آنچه به نظرم از همه مهمتر و قابل توجه تر بود صدای بلند اجماعی همه جریانات عقلانیت محور بود که کاملا منسجم و هماهنگ بدون توجه به اینکه شانس کدام فرد یا افراد بیشتر یا کمتر شده،و تنها بر اساس مرام و مشی مورد نظر خود و با هدف اعتلای استانشان کنار هم کوشیدند و مصاحبه کردند و دیدار ترتیب دادند و کمترین میزان رنگ به رنگ شدن را در مواضعشان میشد رصد کرد.این اجماع ستودنی و پر اهمیت است و ملاک و معیار خوب و دقیقی است برای شناخت آنان که دل در گرو پیشرفت استانشان دارند و البته تمییز و تشخیص آنها از کسانی که با هر خبر و گزارش جدیدی رنگی نو گرفتند و مصاحبه ای بر مصاحبه های پرشمار اما کم ثمرشان افزودند و تنها پیشرفت استان را از راهی خواستند که از در خانه آنها بگذرد و به آنها نزدیکتر باشد.شناخت این گونه افراد و جریانات سخت نیست فقط کافی است مجموعه سخنرانی ها و مصاحبه ها و اعلام مواضع این دو سه هفته را بررسی کنید تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد…

مطالب مرتبط

نظرات

بدون نظر

اخبار