آبان ۲۲, ۱۳۹۶

 راه ما جداست…

اختصاصی خبر آزاد:

این روزها و با دیدن مدح گویان و مجیز گویان صاحب منصبانی که سالهاست شایسته سالاری را تنها در بستگان و وابستگان خود میبیند، بیش از پیش به دلیل عدم پیشرفت استان و دیده نشدن استعدادها و قابلیت های نسلی پی می بریم که تنها در بزنگاه ها به یاد حضرات می آیند.
در این میانه اما گاهی نیز یادداشتی می بینی که
این بار مجیزش را یکی از همین نسل بازگو کرده است.
دل به در می آید که چرا و واقعا چرا، کسی که خود درد و رنج این روزگار را سالها لمس کرده این چنین از اصل و آرمان به فرع و گذران روز هجرت میکند.
دست به قلم نمیرود که بازگو کنی انچه را میدانی و واجب است.چرا که این بار باید خودی را هدف بگیری که میدانی چه هزینه ها داده.
شاید اکنون تنها پاسخ همان شعر اورهان ولی شاعر ترک تبار باشد که:
ما نمی­توانیم با هم باشیم، راه ما جداست.

تو گربه قصابی، من گربه سرگردان کوچه­ها.

تو از ظرف لعابی می­خوری،

من از دهان شیر.

تو خواب عشق می­بینی، من خواب استخوان.

اما کار تو هم آسان نیست عزیز.

دشوار است

هر روز خدا دم جنباندن!

مطالب مرتبط

نظرات

بدون نظر

The comments are closed.

اخبار