بهمن ۲۳, ۱۳۹۶

تنگه ابوقریب برنده سیمرغ بهترین فیلم جشنواره فجر+خلاصه داستان

تنگه ابوقریب
کارگردان | بهرام توکلی
نویسنده | بهرام توکلی
تهیه کننده | سعید ملکان
بازیگران | جواد عزتی, امیر جدیدی, حمیدرضا آذرنگ, علی سلیمانی, قربان نجفی, مهدی قربانی
خلاصه داستان | در ۲۱ تیرماه ۱۳۶۷، حمله وسیعی سراسر جبهه جنوب را درگیر می‌کند، یکی از نقاط حساسی که دشمن قصد عبور از آن و رسیدن به شهرها و جاده‌های کلیدی ایران را دارد تنگه ابوغریب است، تنگه ای که نام و خاطره اش در میانه تاریخ رسمی روزهای پایانی جنگ گم شده … تنگه ای که محل مقاومت افراد گردان عمار بود…..

نقدها:
• علی پرویزی

وقتی یک  ابزوردساز فیلم دفاع مقدسی می‌سازد

تنگه ابوقریب، همچون دیگر آثار اوج تولید فوق‌العاده‌‌ای دارد. اما ظاهرا این سازمان عادت دارد ساخت آثار ارزشی را برعهده‌ی کارگردانانی بسپارد که نه‌تنها تعلق فکری و ایدئولوژیک با موضوع ندارند، بلکه در مورد فیلم مورد بحث، یک ابزوردساز آن را می‌سازد. چنین سیاست‌هایی برای این فیلمسازان اعتبار ویژه‌ای خلق می‌کند و نقش به‌سزایی در آینده‌ی کاری‌شان ایفا می‌کند.

«بهرام توکلی» در طول آثارش به من دیه‌گو مارادونا هستم و سریال بیمار استاندارد رسیده که هر دو اتمسفر ابزورد دارند. تنگه ابوقریب نیز به همین حالت شخصیت‌هایی را نشان می‌دهد که در لحظه زندگی می‌کنند و لزوما غایتی را دنبال نمی‌کنند. مخاطب به‌جای نزدیک شدن به هدف و غایت شهدا، با ابعاد روان‌شناختی هر رزمنده و روایت منحصربه‌فردشان روبرو می‌شود.

بهترین و درخشان‌ترین بازیگر این فیلم «حمیدرضا آذرنگ» است. نویسنده جان کلام را در دیالوگش قرار داده؛ تمام این انسان‌ها برای دفاع جان خود را در میدان گذاشته‌اند اما “یک لوله‌ای را در خانه بسته‌اند” و حال باید دید چه کسی قرار است آن را باز کند. آیا نسل بعد؟

تنگه ابوقریب زبان قاصری در بیان تصویری حماسه و رشادت و افتخارآفرینی دارد. از این رو اگر در پایان لیست اسامی شهدا را نمی‌نوشت، هیچکس به احترام شهادت آنان ایستاده دست نمی‌زد! فیلم قادر نیست با زبان تصویر این ارتباط حسی را برقرار کند و از نوشته کمکِ اضافه می‌گیرد.

در متد کارگردانی هم قرار است فیلمی با اثرانگشت مکزیکی‌هایی همچون «آلفونسو کوارون» و «اینیاریتو» ببینیم اما بزرگترین ضعف این فیلم مشخص نبودن جغرافیا است. تمام این رشادت‌ها برای حفظ یک موقعیت حساس و استراتژیک صورت می‌گیرد اما در پایان مخاطب حتی نمی‌تواند بگوید تنگه ابوقریب کجاست و چرا حفظ آن ارزش خون‌های ریخته شده را دارد.

• مهدی شیرازی

سلاخی در ساحل نرماندی
فیلم بایک شرط بندی شروع می‌شود . آدم هایی که خیلی اتفاقی سر از پادگان دوکوهه در می آورند و چندی بعد خود را وسط معرکه ی آوارگان فراری از گاز خردل می‌‌یابند. تصویری مدحش از ضایعات جنگ کودکان بی‌سرپرست، خودروهای اسقاطی که راه را بند آورده‌اند. با شروع حمله‌ی جنگنده‌ها، فضا آخرالزمانی‌تر هم می‌شود، نه غم آلود و حماسی که رقت‌انگیز و چندش آور! اما شب قبل از حمله تنها نفس گاه  مخاطب برای تماشای دفاع مقدس است،  اذان،  نماز،  نان وماست بی ریای اهالی روستا!

اما معرکه ی جنگ،  آغاز ماجراست،  ستون نیروها وارد تنگه،  وارد ‌کانال می‌شوند. معنای «هیچ کس برنده‌ی جنگ نیست…!» اینجا خودنمایی می‌کند. «همه چیز تقصیر دکتر مادر صدام است».

تنگه ابوقریب ناگاه، به ساحل نرماندی بدل می‌شود. سربازان یکی پس از دیگری سلاخی می‌شوند. در سکانسی وحشتناک… مجید دست قطع شده‌ی یک بسیجی را روی سینه اش می‌گذارد. در درنگی کوتاه، فرمانده می‌گوید: «کاش می‌شد آدم هیچی یادش نمونه… صدای بچه ها توی گوشمه! فیلم تنگه ابوقریب نمونه‌ی جدید از سینمای ضد جنگ است. سینمای ضد جنگ این بار به سبک هالیوود.

• مهدی موسوی

حماسه‌ی هالیوودی
تنگه ابوقریب آخرین ساخته‌ی «بهرام توکلی» متفاوت از کارهای قبلی اوست. فیلمی که روایت‌گر حماسه‌سازی گردان عمار در تنگه ابوقریباست.

سوژه بکر، بازی‌های خوب، میزانسن دقیق و دکوپاژ درست دوربین  دست در دست هم دادند تا تماشاگر را تا انتهای فیلم به صندلی میخکوب کنند. دوربین روی دستی که بدرستی در پلان های طولانی توانست فشار و التهاب تنگه ابوقریب را بازآفرینی کند و حس حضور در یک منطقه جنگی و درک فضای جنگ را برای تماشاگر ممکن می‌کرد. برای انتقال  همین حس است که صحنه، گریم و جلوه‌های ویژه با دقت و ظرافت زیادی طراحی شده است.

تنگه ابوقریب می خواهد مستند باشد. برای همین داستانی را روایت نمی کند. داستان همان جنگ است. حتی صدای بی‌سیم جنگی هم در جاهایی واقعی است برای همین در فیلم قهرمان خاصی نداریم. قهرمان همان رزمنده‌ای است که در پوستر فیلم در میان دود و غبار است و فیلم روایت مقاومت اوست.

با همه این اوصاف تنگه‌ ابوقریب یک اثر جنگی  است و با سینمای دفاع مقدس فاصله زیادی دارد. مقاومتی که در تنگه ابوقریب تصویرشده گنگ و نامفهوم است. ایمان و باورمندی به غیب در شخصیت‌ها کم رنگ است. جاهایی حتی کم می‌آورند. رزمنده‌ها میان توپ و آتش از این طرف به آن طرف می‌روند و یک به یک می‌میرند. شهید نمی‌شوند چون روایت مستندگونه فیلم نتوانسته بعد معنوی رزمنده‌ ترسیم کند. نقشه‌ی مشخصی برای شکست دشمن وجود ندارد. در آخر دشمن عقب نشینی می‌کند ولی منطقی پشت این عقب نشینی نیست. حماسه‌ای که می بینیم بیشتر از جنس هالیوود است تا دفاع مقدسی.
• احسان عباسی

فیلمى به وسعت تاریخ
فیلم «تنگه ابوقریب» تازه‌ترین ساخته «بهرام توکلى» است؛ فیلمسازى که معمول آثار او پیروى از سینماى هنرى و کمى قصه‌گو بوده است. اگر تمام آثار توکلى در یک کفه و «تنگه ابوقریب» را در کفه‌اى دیگر قرار بگیرد، قطع به یقین کفه ترازو به تصویرسازى او از حماسه گردان مظلوم عمار سنگینى خواهد کرد.فیلم تازه بهرام توکلى به شدت سرپاست و قصه‌اش را خیلى ساده و بدون اتفاقات عجیب و غریب روایت مى‌کند. «تنگه ابوقریب» اگر چه اتفاق عجیب و غریبى در فیلمنامه ندارد اما ماجرایى واقعى را بسیار ساده تا پایان فیلم حفظ و روایت مى‌کند. از نیمه دوم فیلم هم در سکانس‌هاى جنگ و درگیرى میان گردان عمار و رژیم بعث شاهد سکانس-پلان‌هاى خوبى هستیم که شاید اگر این پتانسیل در نیمه دوم فیلم وجود نداشت با کمى از هم گسیختگى روبرو مى‌شدیم.

علاوه بر کارگردانى خوب بهرام توکلى و تسلط او بر بازیگران و عوامل فیلم، فیلمبردارى حمید خضوعى ابیانه، تدوین میثم مولایى و طراحى صحنه درست فیلم توسط محمدرضا شجاعى لحظاتى دیدنی و البته غمبار را براى مخاطب رقم مى‌زند و در پایان فیلم نیز به جاى اسامى بازیگران، تماشاچیان با اسامى شهداى گردان عمار روبرو مى‌شوند که انتخاب این پایان‌بندى نیز انتخاب هوشمندانه‌اى بوده است.بازى‌هاى «تنگه ابوقریب» نیز درست هستند و بازیگرانى از جمله امیر جدیدى به درستى در جاى خود قرار گرفته‌اند. در نهایت «تنگه ابوقریب» فیلمى است که طى سال‌هاى اخیر در سینماى دفاع مقدس شاهد آن نبوده‌ایم که این نکته در آراى مردمى جشنواره فجر نیز کاملا مشهود است.

• محمدرضا حسینی

دفاعی بدون حماسه
فیلم تنگه ابو قریب روایتگر اتفاق بزرگی است که در روزهای پایانی جنگ هشت ساله افتاد و می توانست روند جنگ را به نفع دشمن تغییر دهد. فیلمساز با انتخاب نوع زاویه دید دوربین و استفاده از سکانس پلانهای پر زحمت متعدد و گاها مطول ، مخاطب را بعنوان یکی از شخصیت های دسته ای از گردان عمار از پادگان دوکوهه تا معرکه تنگه همراه می کند تا آنچه بر مردان گردان عمار گذشته را بهتر درک کند، و با استفاده از نماهای اسلوموشن در میانه فیلم، بدنبال انتقال بیشتر حس خستگی و گیجی در میدان جنگ به مخاطب است که البته به نظر می رسد ناموفق است.آنچه مهمتر به نظر می رسد این است که فیلم در ژانر جنگی ساخته شده و نمی توان آن را در ژانر دفاع مقدس طبقه بندی کرد چرا که هیچ نشانه ای از دفاع مقدس در آن دیده نمی شود  و علاوه بر بهره گیری از تکنیک ، در نوع نگاه به جنگ و دفاع از وطن نیز شبیه به آثار جنگی هالیوود است و ایمان به خدا و جهاد را که شاخص اصلی تفاوت دفاع مقدس ما با جنگ های آنهاست به تصویر کشیده نمی شود.

در دورانی که هالیوود از شکست تپه هکسا ، حماسه خلق کرده و حتی انگلستان نیز از شکست دانکرک حماسه ای دیدنی می آفریند ما نه تنها از یک پیروزی در دفاع از کشورمان شاهد حماسه ای غرور آفرین نیستیم بلکه اصلا اهمیت این تنگه را درک نمی کنیم و فقط در کپشن ابتدایی و انتهایی فیلم و در کلام فرمانده آن را دیده و می شنویم و این مخاطب را اقناع نمی کند و ارزش این جانفشانی جز با تصورات مبتنی بر تجربیات و دانش قبلی قابل درک نیست.

• رضا پورحسین

وقتی قلم ها خشک می شود
تنگه ابوقریب تسکینی است بر جشنواره ای که به سختی می توان نیمی از فیلم های آن را قابل دیدن تصور کرد ، تسکینی که به لطف کارگردانی قدرتمند «بهرام توکلی» و ترسیم شدن یک قطعه از تاریخ معاصر در مقابل دوربین توانمند «حمید خضوعی» توانست نگاه ها را خیره کند و هر مخاطبی را پای خود زمین گیر کند ، تاریخی ژرفا و پر محتوا و با سوژه های بکر که نیاز به دیده شدن دارد ، کاری که بهرام توکلی به خوبی انجام داد و از دل این تاریخ قطعه ای ناب را انتخاب کرد و به تصویر کشید.

تنگه ابوقریب فیلمی با کلاس جهانی است که صرفا یک واقعه تاریخی را با استفاده از تکنیک های سینمایی روایت می کند ، نمونه بارز این گونه فیلم ها ، ساخته ی اخیر «کریستوفر نولان» است که آن هم صرفا یک حادثه تاریخی عظیم و خاص را روایت می کند . این گونه فیلم ها توجه زیادی به داستان سازی و قصه گویی ندارند و به همین دلیل شاید ایراداتی به فیلمنامه های این طیف از آثار گرفته شود که حتی روایت غیرخطی نولان و یا نمادگرای بهرام توکلی نتواند انتقادها را پاسخگو باشد به همین جهت ناچار به استفاده از تکنیک های سنگین سینمایی می شوند . نقد دیگری که بر تنگه ابوقریب وارد شده است ، عدم شخصیت پردازی مناسب کاراکترها عنوان می شود ، در واقع با نگاهی جزئی تر به سکانس ها و پلان های فیلم شاید این ایراد نیز برطرف شود برای مثال کاراکتر «علی» هنگامی که خود را به خط مقدم می رساند و وارد خانه روستایی آن منطقه می شود ، در سکانس نمادگرا و تحسین برانگیز فیلم هنگامی که ماسک به عنوان نماد وضعیت جنگی بر صورت می زند و بر روی وسیله بازی کودکانه می نشیند ، همه چیز را گفته است ، نوجوانی که دلش برای خانه و بازی های کودکانه اش تنگ شده اما رسالتی سنگین تر در مقابل خود می بیند و یا کاراکتر «حسن» با بازی قدرتمندانه ی «امیر جدیدی» که جوانی تهرانی است که حتی وضعیت بد خانواده اش لحظه ای در او شک و تردید برای نبرد ایجاد نمی کند و فریادهایش در لحظات پایانی فیلم هنگامی که تحت تاثیر موج قرار گرفته است و نمای تکان دهنده ، تاثیرگذار و پایانی که دستان و دهانش را بسته اند گویای تمام آنچه بر او گذشته است ، می باشد ، فریادهایی که قلم ها را خشک می کند و از هرگونه توصیفی بازمیدارد.

مطالب مرتبط

نظرات

بدون نظر

The comments are closed.

اخبار