فروردین ۳, ۱۳۹۷

کاندیدای لیست امید در نامه ای سرگشاده خطاب به اصلاح طلبان: ما چقدر در عمل و نه در حرف به اصلاح طلبی و اندیشه آن وفاداریم؟

گر شد از جور شما خانه موری ویران/خانه خویش محال است که آباد کنید
دوستان و همفکران گرانقدر اصلاح طلب در شورای هماهنگی و شورای عالی اصلاح طلبان
سلام
جریان و اندیشه اصلاح طلبی نه بر اساس برنامه ای خاص و مدون،بلکه ناشی از احساس نیازی به تغییر و اصلاح بود
که افزایش آگاهی بخشی عمومی و درک صحیح جامعه از شرایط روز در دوم خرداد هفتاد و شش سبب پیدایش آن گردید.
اندیشه ای که در طی سالهای بعد با فراز و نشیب های فراوانی در ساختار قدرت روبرو شد.بسیاری با وزش بادهای موسمی به آن پیوستند و چون نسیمی خلافش جاری شد،از آن تبری جستند.
روزهای شیرین و تلخی پشت سر نهادیم، که امروز با گذشت بیست سال از جرقه اولیه پیدایش آن اصلاح طلبان را در جایگاه فعلی قرار داده است.
بدنه اجتماعی همراه این جریان علیرغم کاستیها و اشتباهات فراوان رخ داده در طی سالها، با حفظ اعتماد خویش به مسیر تبیین شده تا جایی پیش رفت که حتی به اعتبار یک “تکرار میکنم” آرای خویش را در سبد این جریان بریزد.
اما ما در جبران این اعتماد چه کردیم؟
امروز به سبب فاصله های پیش آمده ناشی ازعدم وفاداری به مشی و اندیشه اصلاح طلبی و اختلاط مصلحت ومنافع شخصیمان با خواست مردم، روز به روز در حال فاصله گرفتن از پایگاه اجتماعی خویش هستیم..
پایگاهی که ادامه روند کنونی به زودی سبب تخلیه کامل پتانسیل های موجود در آن می شود.
دوستان عزیزبه راستی وفاداری ما به شعارهای دهان پرکنی از قبیل نقش زنان و جوانان در جامعه تا چه حد بوده است؟
آیا اولویت ما گرفتن کرسی برای خود و بستگانمان بوده و یا در دفاع از شایسته سالاری کوشیده ایم؟
مناسبات و دست آوردهای اقتصادی خودمان مبنای انتقاداتمان بوده، یا برای دفاع از حقوق مردم فریاد زده ایم؟
اینکه بنا بر مشی فکری مان دفاع از روحانی و رای به وی تصمیم درستی بوده قبول، اما آیا فاصله خویش با قدرت را در روزهای بعد حفظ کرده و به نقد آن پرداخته ایم؟
مردم امروز از ما می پرسند که چطور مدعیان سردمداری جریان اصلاحات در گیلان به بله قربان گوهای یک نماینده یا یک فرد داخل قدرت بدل شده و به جای دفاع از خواست مردم چهارزانو در برابر برخی آقایان می نشینند؟
ما چقدردرعمل و نه در حرف به اصلاح طلبی و اندیشه آن وفاداریم؟
آیا دلیل فاصله مردم و عدم اقبال به احزاب نتیجه همین شیوه رفتاری ما نبوده است؟
دوستان عزیز امروزبه نظر می رسد به جای اولویت بخشی به لابی ها و روزگذرانی های سیاسی این مسائل اجتماعی و فرهنگی و توجه به معیشت مردم است که باید در صدر دغدغه هایمان قرار گیرد.
ضرورت دگردیسی و اجازه حضور افکار نو منطبق بر شایسته سالاری و خرد و دانش تنها راه رهایی جریانی ست که این روزها به علت ایستایی و سکون اکثر مدعیان سردمداری اش به باتلاقی برای فرو بردن ظرفیتهای فراوان نیروی انسانی و سرمایه اجتماعی و متعاقبا زمین‌گیر شدن این سرمایه‌ها” بدل گشته است.

اکنون لازم است، هر یک از ما در جایگاه خود این تغییرات را به‌صورت فردی آغاز کنیم تا به حرکتی جمعی بیانجامد.

مطالب مرتبط

نظرات

بدون نظر

The comments are closed.

اخبار