آبان ۱۷, ۱۳۹۴

درحاشیه ی بر هم زدن سخنرانی دکتر زاهد؛ در لاهیجان ما را به کجا می برند برادران !/ ژیلا طبسی

یادش بخیردوران جنگ را می گویم نه من باب این که دوران خوبی بود ؛ اتفاقا برعکس چون وقوع جنگ در هر کشور و سرزمینی موجب خرابی و ویرانی و کشتار ناجوانمردانه و دسته جمعی ملت هاست اما چیزی که مهم است اتفاقات حواشی جنگ از جمله همبستگی و نوع دوستی ست که علاوه بر این که دل ها را به هم نزدیک ترمی کند از اثرات روحی روانی مخرب جنگ تا حدودی می کاهد
بچه که بودیم ، جنگ بود وعلاوه برنزدیک ترها به خط های مقدم چه در قالب نیروهای نظامی و چه مردمی که مستقیما در گیر جنگ بودند ما هم چه با رادیو و چه تلویزیون که هم تنها سرگرمی در کنار بازی های کودکانه مان توی کوچه ها بودند وهم اخبار جنگ را توسط آن ها مطلع می شدیم البته گاهی حمله های هوایی ما را هم که کیلومترها از آنچه آوار و ویرانی و خرابی می نامیدند بی نصیب از ترس و واهمه نمی گذاشت اما می دیدیم و با همه کودکی مان حس می کردیم که جنگ چگونه همه را به هم نزدیک ترمی کند! چگونه مادرانمان به اتفاق زن های همسایه برای رزمنده ها لباس های زمستانی و شال و کلاه می بافتند ! عده ای در حسینیه ها مشغول جمع آوری مواد غذایی و انواع کنسرو برای رزمنده ها بودند و مهربانی و همبستگی و از جان گذشتگی برای وطنی که همه مثل مادرانمان دوستش می داشتیم و داریم و حاضر نبودیم حتا یک وجبش را به دشمن بسپاریم و چه خون ها که ریخته نشد و چه فرزندان برومند وطن که به اسارت گرفته نشدند و چه جانبازانی که هنوز هم از یک چشم شان اشک می رود و چشم دیگرشان البته اگر برایشان باقی مانده باشد خون ! با یک هدف مشترک زیر پرچمی مشترک خواهر وار و برادر وار با هم تلاش می کردیم
مگر یادتان نیست که تعریف می کردند یک بار همین رزمنده ها ی ایرانی الان چپ و راست خودمان ، فقط برای پس گرفتن تن عریان شهدای زن ما چگونه خودشان را به آب و آتش زده بودند و چند نفرشان شهید شده بودند تا ناموس و عزت و شرف ایرانی برداردشمن قسم خورده را پس بگیرند !؟
برادران مارا چه شده است !؟ چرا از وقتی که عده ای شدیم چپ و عده ای هم راست و البته مدتی هم اعتدال گرا که در میان همین عده ای های چپ و راست و اعتدال گراعده ای افراطی هم از یک جناح خاص به ظهور رسیدند که تاب و تحمل جناح مقابل را ندارند؛ دست به کارهای غیر اخلاقی می زنند !؟ حمله می کنند ! جلسات را بر هم می زنند ! مگر همه ی ما ایرانی نیستیم و آب و خاک و وطن مشترک نداریم !؟ پس انسانیت مان کجا رفته !؟ ملیت مان !؟دین مان !؟ مذهب مان !؟
چرا همه ی ما ایرانی هستیم اما گویا دیگراهدافی مشترک نداریم شاید از همان روزهایی که آخرین سخنرانی اصلاح طلبان در رشت با پرتاب پاره های آجر و سنگ از ساختمان های نیمه ساخته ، نیمه کاره باقی ماند باید می فهمیدیم که تفکرخطرناک سنگ و آجری که بعدها نهادینه شد ؛ قرار است بر بخش عظیمی از جامعه حکمفرما شود
برادران ایرانی و دینی ام چگونه به خود اجازه می دهید در ادامه ی بر هم زدن یک سخنرانی مجوز دار عکس ناموس مردم را در گروه ها ی تلگرامی پخش کنید اگر عکس این اتفاق می افتاد با افراد خاطی چه کار می کردید آیا شکم نمی دریدید و سینه سفره نمی کردید که وا مصیبتا ……
البته چنین اتفاقاتی در استانی که پیشینه ی فرهنگی اش درفراز و فرودهای اتفاقات سیاسی و اجتماعی آن قدر رنگ باخته که در پی هر اتفاق ناگوار اینچنینی فقط به صادر کردن بیانیه های مختلف بی نتیجه می انجامد در این روزها زیاد دور از ذهن به نظر نمی رسد مگر همین چند ماه پیش نبود که بعضی سایت های استانی منتسب به جناحی خاص پا به زندگی خصوصی زنی گذاشتند که پست مدیریتی اش را تازه عهده دار شده بود و قضیه فقط با راه انداختن یک کمپین تلگرامی فیصله یافت و کسی به قول معروف ککش هم نگزید! دوباره تکرار می کنم زندگی خصوصی یک زن که باید جوابگوی نگاه های پرسش برانگیز تمامی مردهای اعم از نسبی و سببی دورو بر خود باشد ! ما را به کجا می برند برادران !؟ ما را به کجا برده اند !؟ به راستی به نظر شما اسراییل علاوه بر ورود از طریق سریال های سمت و سوداروغیر اخلاقی خانوادگی شبکه های ماهواره ای از چه طریقی بین ما نفوذ کرده است !؟آخر کسانی که این کارها را می کنند مدعی اند که درخانه هایشان ماهواره ندارند مگردارند !؟
من این یادداشت را به جانب داری از جریانی خاص نمی نویسم روی سخنم با تمام مردان سرزمینم است که فرقی نمی کند چه آن یک نفرکه چند سال پیش در مقام کاندیداتوری ریاست جمهوری از رسانه ی ملی عکس ناموس یکی دیگر از کاندیداتورها را جلوی چشمانش گرفت تا با جریحه دار کردن احساساتش به قصد و غرضش برسد چه آن هایی که عکس خانوادگی دکتر زاهد و جناب بزرگ بشررا در یک اقدام غیر اخلاقی در گروه های مختلف پخش می کنند به راستی فردایی دیگر باید منتظر چه فاجعه ی انسانی ، اخلاقی و ناموسی در استان و کشورمان باشیم !؟
دوست همکار و دلسوزی میگفت حالا که این یادداشت را مینویسی مراقب عکس های خانوادگی و حریم خصوصی خودت نیز باش ، مبادا….
باید متذکرشوم چون یادآوری مطالب بالا را جزووظایف انسانی و حرفه ای خود می دانستم آن را در کمال آرامش نوشتم ودلم را زدم به دریا و البته خودم را سپردم به خداوند مهربان با ذکرمکرر این آیه از قرآن کریم که : الا بذکرالله تطمئن القلوب

مطالب مرتبط

نظرات

بدون نظر

اخبار