شهریور ۲۱, ۱۳۹۵

گفت و گو با صادق زیباکلام درباره اهداف پیدا و پنهان تخریبگران: تندروها آینده کشور را به چالش می‌کشند

 تخریب‌ها علیه دولت، به صورت روزانه در حال فزونی است. تقریباً هر تصمیم، به موج جدیدی برای هجمه به دولت منتهی می‌شود. ریشه این وضعیت اعتمادسوز چیست و فرجام این تخریب‌ها برای انسجام ملی و اقتصاد ایران چه خواهد بود؟
این سؤالی است که از صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی پرسیده‌ایم. او معتقد است این حجم از تخریب، پیامد شکست سنگین تندروها در انتخابات است. به باور او، هدف نهایی این اقدامات نیز، انتخابات آتی و کاهش آرای روحانی نسبت به سال ۹۲ است تا نقد و تخریب دولت دوم اعتدال، سهل‌تر باشد. به باور زیباکلام، تندروها برای رسیدن به این هدف باکی ندارند که اقتصاد ایران و انسجام ملی را بیش از پیش تضعیف کنند. این گفت‌وگو را می‌خوانید.
با توجه به تخریب‌های گسترده‌ای که علیه  دولت صورت می‌گیرد، به عنوان یک تحلیلگر مسائل سیاسی، فکر می کنید یک اتاق فکر، برای اجرای هماهنگ تخریب‌ها  وجود دارد؟
ممکن است که اتاق فکری باشد، اما مسأله اصولگرایان عموماً و تندروها خصوصاً، چیز دیگری است. اصولگرایان بعد از شکست سنگین در انتخابات مجلس بویژه در تهران، می‌توانستند دو رویکرد را در پیش بگیرند؛ آنان می‌توانستند این سؤال را با خود مطرح کنند که چرا مردم بویژه در شهرهای بزرگ، از آنان رویگردان شدند و محبوبیت خود را از دست دادند. طرح این سؤال می‌توانست به آسیب‌شناسی اصولگرایان و بازیابی آنان منجر شود. اما آنان رویکرد دوم را برگزیدند. رویکرد دیگر، بعد از شکست در انتخابات مجلس این بود که با تمام وجود دولت روحانی را تخریب کنند که اتفاقاً تندروها و نه همه اصولگرایان، همین کار را کردند.
آنان دریافتند که هیچ شانسی برای کسب آرای مردم و پیروزی دوباره در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو ندارند. به همین دلیل به طور منظم، جدی و سنگین دولت روحانی را تخریب می‌کنند. آنان در این تخریب، چند نقطه را نشانه گرفته‌اند که یکی از آنها برجام است. بسیار تلاش می‌کنند تا برجام ناموفق از کار دربیاید و آخرین مجموعه از این تلاش‌ها را در داستان FATF دیدیم که برخی تلاش می‌کنند نگذارند این روند اجرا شود، درحالی که می‌دانیم ایران نمی‌تواند تعهدات بین المللی خود را زیر پا بگذارد. مگر می‌توان به تعهدات بین‌المللی عمل نکرد، اما انتظار داشت که بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ خارجی با اقتصاد ایران تعامل کنند؟ نتیجه خودداری از انجام تعهدات بین‌المللی این خواهد بود که اقتصاد جهان با اقتصاد ایران کار نخواهد کرد. در این صورت، مخالفان دولت، حرف تازه‌ای خواهند زد و خواهند گفت چرا اقتصاد تکان نمی‌خورد و چرا ۶ میلیون جوان ایرانی، همچنان بیکار هستند؟ به عبارت دیگر، از یک سو اجازه نمی‌دهند دولت روحانی در اقتصاد حرکتی ایجاد کند، سرمایه‌گذاری شده و شرکت‌های بزرگ به ایران بیایند، از سوی دیگر مرتباً می‌پرسند چرا اقتصاد در رکود است؟ اینها شیوه‌های تخریبی تندروها نسبت به آقای روحانی و دولت اوست.
گفتید که با وجود این تخریب‌ها، تندروها هیچ شانسی برای پیروزی ندارند. پس هدف آنان چیست؟
آنان تلاش می‌کنند تا جایی که ممکن است، رأی روحانی در انتخابات ۹۶ کاهش یابد تا بگویند که اگر شما در سال ۹۲،  ۱۸ میلیون رأی آوردید، اکنون رأی کمتری کسب کرده‌اید و این، یعنی بسیاری از حامیان شما برگشته‌اند. آنان به این ترتیب دولت دوم آقای روحانی را از همان ابتدا، ضعیف و ناکارآمد می‌خواهند.
ضعف دولت دوم روحانی، چه نفعی برای مخالفان خواهد داشت؟
طبیعی است که در این شرایط فرضی، آنان راحت‌تر می‌توانند دولت را بکوبند، راحت‌تر می‌توانند با آن رویارویی کرده و دولت را تخریب کنند. زیرا می‌دانند که هرچه موفقیت روحانی و دولتش در انتخابات آتی بیشتر و رأی او بالاتر باشد، تخریب او سخت‌تر خواهد بود.
به این هدف دست خواهند یافت؟
موفق نخواهند شد. بی توجهی ها و ضعف هایی ازاین سو مطرح است اما  گمان نمی‌کنم که تندروها بتوانند موفقیتی به دست بیاورند. زیرا خوشبختانه سواد و آگاهی مردم افزایش یافته و مردم به این سادگی‌ها تحت تأثیر شانتاژها و تبلیغات منفی تندروها قرار نمی‌گیرند.
تقریباً هر اقدام دولت از برجام تا FATF، از سوی تندروها به خیانت تعبیر می‌شود. این خیانت‌پنداری همه‌جانبه، چه پیامدی برای اعتماد و انسجام ملی خواهد داشت؟
یکی از اهداف سیاسی مخالفان دولت، انجام عملیات ایذایی است تا شاید بتوانند روحانی را از نظر روانی کلافه کنند و به زعم خود، روحانی به جایی برسد که بگوید نخواستم دوباره رئیس جمهوری شوم و عطای رئیس جمهوری را به لقایش بخشیدم. این یکی دیگر از اهداف تندروهاست تا شاید به این ترتیب بتوانند آقای روحانی را از نامزدی در انتخابات آتی یا ایستادگی در برابر آنان در انتخابات ریاست جمهوری منصرف کنند.
متأسفانه، متأسفانه و باز هم متأسفانه، تنها چیزی که برای تندروها مهم نیست، آینده کشور و سرنوشت جوانان است. اگر به قدر ذره‌ای، آینده کشور برای تندروها و تخریبگران اهمیت می‌داشت، نباید به خود اجازه می‌دانند این طور برجام را بکوبند یا با FATF این گونه برخورد کنند. وقتی تندروها با این حجم و شدت دولت را تخریب می‌کنند، در واقع آینده کشور را به چالش می‌کشند.
وقتی در سیاست داخلی ما، برجام تا این اندازه زیر سؤال می‌رود، این امر چه پیامی برای سرمایه‌گذاران خارجی خواهد داشت که مایل به حضور در  ایران هستند؟
وقتی تندروها این پیام را به غربی‌ها می‌دهند که فکر نکنید روحانی کاره‌ای است یا دولتش اقتداری دارد، یا با اقدامات خود به غربی‌ها می‌گویند فکر نکنید ما اجازه می‌دهیم که شما براحتی در ایران سرمایه‌گذاری کنید، در واقع با این کار خود، امنیت را تخریب کرده و به شرکت‌های بزرگ غربی می‌گویند که در ایران امنیت اقتصادی و سرمایه‌گذاری وجود ندارد. می‌بینید اکنون در ایران، یک شخصیت منطقه‌ای براحتی می‌تواند سخنرانی کند که فلان شرکت غربی حق ندارد به استان یا شهر ما بیاید و سرمایه‌گذاری کند. این رفتارها بشدت از اعتبار بین‌المللی دولت و نظام جمهوری اسلامی، می‌کاهد.
برخی معتقدند گستره مخالفت‌ها با دولت روحانی، نشان می‌دهد که در ۸ سال پیش از آن، اتفاقاتی در کشور رخ داد و برخی تمایل ندارند آن فضا شکسته شود؟
مسأله فساد هم بسیار مهم است. زیرا بسیاری از ناحیه فسادها، به چیزهایی دست یافتند و اتفاقاً یکی از دلایل ایستادگی در مقابل روحانی، همین مسأله است. به عبارت دیگر، برخی به دلیل بسته شدن راه فساد، با روحانی و دولتش مخالفت می‌کنند. لذا می‌توان گفت همه مخالفت‌ها با دولت روحانی، سیاسی و ناشی از نگرانی برای شکست در انتخابات آتی نیست، بلکه برخی از آنها، تلاش برای انتقام‌گیری از دولت است، دولتی که راه سوء استفاده‌های این عده را بسته است.
برخی سیاسیون معتقدند کار دولت روحانی، سخت‌تر از دولت اصلاحات است، زیرا دولت اصلاحات، تنها با فشارهای سیاسی مواجه بود، اما دولت یازدهم علاوه بر آن، با فشارهای اقتصادی هم رو‌به‌رو است.
همین طور است. روحانی هم از ناحیه کسانی که از نظر اقتصادی جلوی سوء استفاده‌هایشان بسته شده، تحت فشار است و هم با مخالفانی رو‌به‌رو است که دلیل مخالفت‌شان، صرفاً سیاسی است.
یکی از اهداف سیاسی مخالفان دولت، انجام عملیات ایذایی است تا شاید بتوانند روحانی را از نظر روانی کلافه کنند و به زعم خود، روحانی به جایی برسد که بگوید نخواستم دوباره رئیس جمهوری شوم و عطای رئیس جمهوری را به لقایش بخشیدم. این یکی دیگر از اهداف تندروهاست تا شاید به این ترتیب بتوانند آقای روحانی را از نامزدی در انتخابات آتی یا ایستادگی در برابر آنان در انتخابات ریاست جمهوری منصرف کنند.
احتمال موفقیت این راهبرد تندروها را چقدر محتمل می‌دانید؟
چندان جدی نمی‌دانم. زیرا آقای روحانی بیدی نیست که از این بادها بلرزد، رهبری اصلاحات هم بیدی نیستند که با این بادها بلرزند. آقای روحانی باید بسیار قرص و محکم اعلام کند که با وجود همه خرابکاری‌هایی که تندروها انجام می‌دهند، منافع و مصالح ملی ایجاب می‌کند که برای دور دوم هم نامزد شوم و در انتخابات حضور یابم.
آیا مخالفان کسی را دارند که بتواند مقابل روحانی بایستد؟
تنها کسی که می‌تواند تا حدودی آرای رقبا را تجمیع کرده و تاحدودی رقیب روحانی باشد، احمدی‌نژاد است. البته هیچ کدام از نامزدهای احتمالی اصولگرایان، هیچ شانسی ندارند و روحانی با دست بسته هم آنان را شکست خواهد داد.
البته اصولگرایان دچار اختلاف شده‌اند که اساساً می‌توانند درباره نامزدی به نام احمدی‌نژاد با هم گفت‌وگو کنند یا خیر.
این اختلاف وجود دارد و جدی هم هست. باوجود این، اصولگرایان به این سادگی‌ها قدرت را رها نمی‌کنند و برای آنکه بار دیگر به قوه مجریه بازگردند، بسیاری از آنان بدشان نمی‌آید که از احمدی‌نژاد حمایت کنند./ایران

نظرات

بدون نظر

اخبار