مهر ۱, ۱۳۹۵

امروز اول مهر، زادروز ۷۶ سالگی«محمدرضا شجریان» است; افتخارِ آفاق

زاده دروازه خورشید است وگویای «سرای امید». ازهمان روزهای کودکی صوت قرآن بر تارهای حنجره‌اش نقش می‌بندد و آرام آرام او را مسحور وادی هنرآوازی می‌کند.

ندا سیجانی

علقه‌های مذهبی پدر را با جان و دل می‌پذیرد؛ به سیاوش بیدگانی تخلص می‌یابد و در دوران ناخوشایند حاکم برفضای موسیقی رادیو؛ با همان نام به شهرت می‌رسد چونان که «سیاوش چنان شد که اندر جهان / همانندِ او کس نبود از مَهان…» پس ازآن است که با رخصت پدر با نام محمدرضا شجریان فعالیت خود را ادامه می‌دهد. حال سالیان سال است که برای ملت و مردمش می خواند و زندگی می‌کند؛ امروز او دیگر به خود تعلق ندارد و آوایش، صدای مردم است. خسرو آواز که بی‌مانند است و همتایی ندارد. او همیشه میان مردمش بوده و حال که بعد از دوره درمان به سرزمینش بازگشته، امیدها جان گرفته که «قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟»

 

تاجِ آواز( محمود دولت آبادی}
وقتی فکر می‌کنم به صمیمانه‌ترین لحظاتی که بیرون از کار خود تجربه کرده‌ام، بی‌درنگ به موسیقی می‌رسم؛ از صدای ساز فرهنگ شریف تا ویولن افسونگر پرویز یاحقی، ساز لطفی و علیزاده – و همه ارباب هنر موسیقی- و در موسیقی آوازی، همه صداهای هستی بخش و بانگ بی‌بدیل محمدرضا شجریان. من مدیون موسیقی هستم، به این مناسبت، با فرخنده‌باد سالروز تولد محمدرضا شجریان، به او که تاج آواز ایران است ادای دین می‌کنم، احترام خود را ابراز می‌دارم و برایش عافیت آرزو دارم. آقای آواز، زادروزتان مبارک.
مرد نازنین هنر(عبدالوهاب شهیدی)

وقتی فکر می‌کنم به صمیمانه‌ترین لحظاتی که بیرون از کار خود تجربه کرده‌ام، بی‌درنگ به موسیقی می‌رسم؛ از صدای ساز فرهنگ شریف تا ویولن افسونگر پرویز یاحقی، ساز لطفی و علیزاده – و همه ارباب هنر موسیقی- و در موسیقی آوازی، همه صداهای هستی بخش و بانگ بی‌بدیل محمدرضا شجریان. من مدیون موسیقی هستم، به این مناسبت، با فرخنده‌باد سالروز تولد محمدرضا شجریان، به او که تاج آواز ایران است ادای دین می‌کنم، احترام خود را ابراز می‌دارم و برایش عافیت آرزو دارم. آقای آواز، زادروزتان مبارک.

خاطرم است یک روزبعدازظهر درخانه نشسته بودم که شاهرخ تویسرکانی با من تماس گرفت و گفت که به دیدنم می‌آید، وقتی به دیدنم آمد، دیدم که شجریان هم همراهش است. آن روز من بعد از ۳۰سال محمدرضا شجریان را ملاقات کردم. این روزها چقدرخوشحالم از خبر بازگشتش به ایران و تولدش را صمیمانه تبریک می‌گویم. ان‌شاءالله که همیشه سلامت باشد؛ مرد نازنینی که برای هنر ایران زحمت بسیاری کشیده است.بسیارایشان را دوست دارم و امیدوارم همیشه سالهای سال در حضوراو،  برایش جشن تولد بگیریم.

شایسته‌ترین وارث بنان(علی نصیریان)
به هیچ‌وجه قصد انکار استعدادها و صداهای زیبایی که در زمینه موسیقی فعالیت می‌کنند را ندارم ولی دونفر، در این زمینه، روی من تأثیر فوق‌العاده‌ای گذاشتند، یکی غلامحسین بنان و دیگری محمدرضا شجریان. بدون تردید این دو کسانی هستند که مرا دگرگون کردند، با موسیقی آشنا نمودند و لذت زندگی، هنر و فرهنگ را به من چشاندند؛ به من آموختند که زندگی بدون فرهنگ، بدون هنر، بدون موسیقی، بدون نقش و نمایش، بی‌رنگ و کسل‌کننده است و اگر هنر نباشد زندگی روزمره آدم را خسته می‌کند. ما باید سنت اساسی و موسیقی اصیل خودمان را ترویج کنیم، بشناسیم و معرفی کنیم، بیاموزیم و بیاموزانیم. شجریان به عنوان شایسته‌ترین وارث بنان، یکی از رکن‌های استوار موسیقی ایرانی است که این تأثیر را نه تنها روی نسل من بلکه بسیاری از جوانان این دوره گذاشته است.

او کسی است که با صوت داوودی و آوازهای بسیار دلنشین‌اش این کار را کرده و من هیچوقت از شنیدن این صدا خسته نمی‌شوم و همواره از آن حظ می‌برم. شجریان بی‌شک یکی از افراد برجسته و چهره‌های ماندگار هنر و فرهنگ معاصر ماست. او از سرمایه‌های این مملکت است و سوای کیفیت صدای درجه یک و بی‌نظیرش، زندگی هنری‌اش وجوه مختلفی دارد؛ تعالیمی که فراگرفته از استادان و اهالی درجه یک موسیقی سنتی ایرانی بوده، شاگردان بسیاری تربیت کرده و پژوهش‌های زیادی در گوشه و کنار این مملکت در زمینه موسیقی نواحی انجام داده که این مطالعات ایشان را یک فرد زبده، ممتاز و منحصربه‌فرد در آواز و موسیقی ایرانی کرده است.

شجریان به خاطر عشق خاصی که به ملت و مردم این مملکت دارد تمام هم و غم زندگی‌اش را بر اشاعه و رشد موسیقی گذاشت و تمام قسمت‌های تاریک، مجهول و کشف‌نشده این موسیقی همچون گوشه‌های ناب را پیدا کرد و بازخوانی نمود. آثار و کارهای او ادامه دهنده راه بنان است و توانست میراث او را کامل کند. شجریان به نحو احسن آنچه را که لازم است جوان‌ها و نسل‌های بعدی از موسیقی اصیل‌مان بفهمند و دریابند مدون کرد و آثارش تا همیشه باقی خواهد ماند. خدمات ایشان به فرهنگ این سرزمین بسیار بسیار گسترده و وسیع است و من با آرزوی صحت و عافیت برای ایشان تولدش را تبریک می‌گویم.

 

ابرمرد آوازسرزمین پاکم(بیژن کامکار)
بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد
تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی
وقتی حضورش رسیدم با آغوش گرم استقبالم کرد و با شورآموزشم داد.

شجریان به خاطر عشق خاصی که به ملت و مردم این مملکت دارد تمام هم و غم زندگی‌اش را بر اشاعه و رشد موسیقی گذاشت و تمام قسمت‌های تاریک، مجهول و کشف‌نشده این موسیقی همچون گوشه‌های ناب را پیدا کرد و بازخوانی نمود. آثار و کارهای او ادامه دهنده راه بنان است و توانست میراث او را کامل کند. شجریان به نحو احسن آنچه را که لازم است جوان‌ها و نسل‌های بعدی از موسیقی اصیل‌مان بفهمند و دریابند مدون کرد و آثارش تا همیشه باقی خواهد ماند. خدمات ایشان به فرهنگ این سرزمین بسیار بسیار گسترده و وسیع است و من با آرزوی صحت و عافیت برای ایشان تولدش را تبریک می‌گویم.

برآتش تو نشستیم و دود شوق برآمد
توساعتی ننشستی که آتشی بنشانی
آوای مهر، آوای عشق وصدای وصف‌ناپذیر.
سال‌هاست که درمردمک چشمانم حضورش را پنهان کرده‌ام و آن دوران را می‌نگرم و امروز ابرمرد آواز سرزمین پاکم را با پیک مشتاقان، با مهرآوا سالروز فرخنده‌اش را، با آوای مهرش با مردم ایران زمین هم آوازمی شوم و با تمام وجودم آرامش، سلامت و دوباره خواندن را آرزومی کنم و ازمردم سرزمینم می‌خواهم پنجره‌ها را باز کنند تا صدای آرام جانفزایش را به مهرِ جانش ببخشیم.

برای استاد با <مادرم ایران>(علی رهبری)
حدوداً یک سال گذشته بود؛ استاد شجریان عزیز، میهمان کنسرت سمفونی نهم بتهوون با ارکستر سمفونیک تهران بودند و برای نخستین بار با این شخصیت بزرگ هنری ایران روبه‌ رو می‌شدم و چه افتخاربزرگی! البته آشنایی من با صدای آقای شجریان به ۳۸ سال پیش درمنزل مادرم (وین) برمی گردد. مادرم به صدای استاد علاقه بسیاری داشت همین اتفاق سبب شد قطعه‌ای به نام «مادرم ایران» برای صدای ایشان نوشتم و به استاد هدیه کردم و مورد استقبال شان قرار گرفت.

 

نبضِ جامعه(مهدی فلاح)
استاد محمدرضا شجریان هنرمند محبوب روزگار ماست. این محبوبیت جهات و دلایل بسیار دارد. میزان این محبوبیت برای جامعه آشکار است. نه اکنون، که از سال‌ها پیش این محبوبیت روزافزون بوده است. نام استاد شجریان در زمره خوشنویسان برجسته ایران نیز نامی است آشنا. فارغ از موسیقی، استفاده از محضر بزرگانی مانند استاد زنده‌یاد سید حسن میرخانی در خط نستعلیق توفیقی است بزرگ. خوشنویسی هنری است که با فرهنگ و اخلاق و معرفت قرین است: چه آنکه انس مداوم با کلام بزرگان عرصه معرفت، در فرجام راه، معرفت‌بخش است.

رهاورد این مسیر، اخلاق است و سلامت نفس و اینها همه در وجود نازنین استاد جمع است و یادگاری از عالم روشنی‌بخش هنر خوشنویسی، خاصه خط دلنشین نستعلیق. استاد در عرصه‌های دیگر از عوالم هنر نیز سیر و سلوکی قابل ملاحظه داشته است. اما تخصص محض، به تنهایی موجد محبوبیت نیست، بلکه تعهد استاد در قبال جامعه، درخور تحسین است و همین نکته در کنار آن تجربه و تخصص فرهنگی و هنری کارساز و مؤثر بوده است. صدای او، صدای تاریخ ایران است، بازتاب فراز و نشیب فرهنگ و تاریخ ایران است، نبض جامعه در اوج و فرود این صدا، بازتاب و انعکاسی آشکار دارد. مطالبات اجتماعی و فرهنگی، هنرمندانه بیان می‌شود. این صدا طعمی خاص دارد و به تعبیر فردوسی «همه‌مردمی» است. این صدا نسیمی است از دیار آشنا، مهر است و مهربانی و مهرورزی…

وسعتِ معنا(مهرداد اسکویی)
سال ۷۷ بود که تصمیم برای عکاسی از استاد محمدرضا شجریان را با نصرت کریمی مطرح کردم و با دلتنگی آقای کریمی برای استاد و استقبال ایشان مواجه شدم. دو، سه روز پس از تماسی که با هم داشتند به منزل ایشان رفتیم و هر دو گرم صحبت شدند؛ جذابیت گفت‌و‌گوی این دو نفر برای من این بود که هیچ‌کدام یک لحظه در مورد دیگران صحبت نکردند، اگر هم کردند احوالپرسی و ابراز دلتنگی برای آنها بود و این خصلت میان هنرمندان خیلی بزرگ مشترک است، آنها از دیگران بدگویی نمی‌کنند.

آقای شجریان با مهربانی و احترام بسیار به من، که آن موقع عکاس جوانی بودم، گفت: هرموقع لازم بود بگو جلوی دوربین‌ات بیایم! او در لابه‌لای گپ‌زدن با آقای کریمی، می‌آمد و من در جاهای مختلف از او عکاسی می‌کردم. استاد ناگهان، در هنگام پخش یک موسیقی در حال‌وهوای عجیبی فرو رفت و برای لحظاتی از من، آقای کریمی و فضا منفک شد، دستش را روی صورتش گذاشت و شروع به زمزمه کرد و من در آن لحظه چند فریم عکس گرفتم. سپس استاد دوباره از آن عالم لاهوتی به پیش ما برگشت و به سخنانش ادامه داد. علی دهباشی درباره عکس روبه‌رو به من گفت: این عکس ماندگاری است زیرا عکس‌های زیادی از شجریان موجود است ولی در این عکس حالات و مفاهیمی وجود دارد که مجموع آنها معنای شجریان است.
/ایران

نظرات

بدون نظر

اخبار