آبان ۱۷, ۱۳۹۵

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان…/پویا قلی پور

گاهی بعضی از تصاویر برای ثبت در تاریخ و ماندگاری گرفته میشوند.تصویری که در روز رای اعتماد سه وزیر آموزش پرورش ، ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی و در هنگام نطق نماینده رشت غلامعلی جعفرزاده در حمایت از دانش آشتیانی ثبت شد از همین تصاویر ماندگار است.
این عکس را میتوان نگه داشت برای روزهایی که آیندگان ما که از ما می پرسند برای آبادانی ایران چه کردیم.برای روزهایی که نا امیدی بر جان ما و بسیاری سایه خواهد انداخت.فکر میکنم ایران از آنجا که به گفته بسیاری از جامعه شناسان ، جامعه ای کوتاه مدت است و فراموشکار ، احتمالا در آینده روزهای سخت و تاریک زیاد خواهد دید.روزهایی که مثل آن هشت سال سخت و تیره (که نتیجه یک اشتباه جمعی از سوی مردم و جریانات سیاسی فعال در کشور اعم از اصلاح طلب و اصولگرا بود)تا سالها سایه سنگینش بر سر ما و ایران خواهد بود و بار مشکلاتی که در آن سالها ایجاد شد حال و هوای ایران را آسوده نخواهد گذاشت.
اما من برای آن روزها این عکس را نگه خواهم داشت تا اگر آن روزهای سخت در آینده دوباره تکرار شد بتوانم این عکس را به همه آنهایی که از صندوق های رای و اصلاح امور از راه صندوق ها نا امید شدند نشان بدهم و به آنها بگویم که در سخت ترین شرایطی که تقریبا یافتن اصلاح طلب اسم و رسم دار و سابقه دار به دلیل رد صلاحیت ها و اعمال سلیقه های تنگ نظرانه در سبد اصلاح طلبی استان و شهرمان بسیار سخت بود،درایت اصلاح طلبان و اصولگرایان معقول و همه آنهایی که به دور از سهم خواهی های مرسوم تنها دل در گرو آبادانی و اعتلای ایران داشتند با روشی کارامد و ائتلافی چشمگیر و تاثیرگذار و البته با راهبری رهبر ممنوع التصویر اصلاحات و پیام چند ثانیه ای “تکرار میکنم”او ، کاری کرد کارستان و دوباره مجلس را به جایگاه اصلی اش که همان “خانه ملت” و “راس امور “است بازگرداند.آن روز به آنها خواهم گفت که پس از روزهای سخت و تلخ که مجلس به مکانی برای شعارهای تو خالی مرگ بر این و آن تبدیل شده بود و به جای قانون گذاری ، قانون گریزی روال کار کشور بود،جمعی از امیدواران که شعار میدادند”امید بذر هویت ماست” توانستند مجلس را از افراطیون پس بگیرند و مجلس را از شعارهای” مرده باد “و” مرگ بر این و آن” خالی کنند و عقلانیت را جایگزین هیجانات کاذب کنند.
این عکس در روزهای ناامیدی به خاطرم خواهد آورد که “لیست امید”که نامش را مدیون سید خندان اصلاحات است چگونه توانست امید را به جامعه ایران ، دوباره، تزریق کند.
اما جنبه دیگری که در این عکس پیداست حس دلنشین همدلی و همراهی است.یک نماینده که به اصولگرایی اش معروف است(غلامعلی جعفرزاده) اما با لیست امید به مجلس رفته (و این روزها مایه افتخار گیلانیانی است که در هفت اسفند به لیست امید رای دادند)در حال نطق در حمایت از دانش آشتیانی است و مجموعه ای از نمایندگان لیست امید از سراسر کشور و با قومیت های مختلف و حتی گاهی با منش فکری غیر از او(اصلاح طلبی)برای اعلام حمایت از مواضع او پشتش ایستاده اند تا به همه اعلام کنند که با او هم عقیده اند،که به همه اعلام کنند از کاسبی فتنه و نان خوردن های گاه و بیگاه از عنوان فتنه خسته اند و امروز را روز همدلی و همراهی میدانند،خواستند بگویند که تا کی قرار است عده ای از خدوم ترین و کارآمدترین افراد این نظام را به نام فتنه از گود سیاست خارج کنند؟خواستند اعلام کنند که از نظر آنها هم سر فتنه جای دیگری است و این روزها علارغم منع مستقیم رهبرانقلاب از فعالیت انتخاباتی هنوز با سودای تبیین انقلاب به این سو وآنسو میرود و به ناکارامدی هایش در آن هشت سال افتخار میکند.همه آنها با این حمایتشان اعلام کردند که امروز روز آغاز همدلی است و همه باهم و در کنار هم برای آینده کنار هم هستند.
اما در مرکز عکس فردی نشسته که در این روز ماندگار با نطقش بیشترین تاثیر را در رای اعتماد بالای نمایندگان داشت.مردی که شاید پیش از نطقش میدانست آماج چه تخریب ها و توهین هایی خواهد شد اما با شجاعتی مثال زدنی از پایان کاسبی فتنه گفت و حمایتش از دانش آشتیانی و تنها چند روز پس از ثبت این تصویر سیل تهمت ها و توهین ها به سویش روانه شد.حمله چندجانبه بسیاری از آنها که یا نان از فتنه میخورند و یا نان هیاهو با سخنرانی رئیس شورای هماهنگی حزب‌الله آغاز شد.مردی که در روزهای اصلاحات به عنوان بزرگترین دشمن اصلاحات شناخته می شد.نکته عجیب درباره او این است که در تمام آن هشت سال سخت که بسیاری از شعارها و آرمانهای انقلاب و نظام توسط دولت مستقر نادیده گرفته میشد و نه معیشت ملت به سامان بود و نه کرامت ایرانی بازگشته بود،روزه سکوت گرفته بود.این راه بعد از الله کرم توسط مریدان استانی اش ادامه یافت و انگار آنها اسم رمزشان را یافته بودند.حجم گسترده هجمه ها به سرعت افزایش یافت و با ادبیاتی کیهانی تاختن بر صدای مردم را آغاز کردند.انگار نطق جعفرزاده آب در لانه مورچگان ریخته بود.همه آنها که با آرای ملت در ۷ اسفند تفکر افراطی شان از خانه ملت اخراج شده بود با صدای بلند و هیاهو خواستند که جوهر کلام جعفرزاده را در گرد و غبار توهین هایشان پنهان کنند.این جماعت پر سروصدای کم فایده انگار وجودشان و هویتشان در هیاهو و جنجال شکل میگیرد و بدون آن هیچ برای عرضه ندارند.اما مردم ایران بارها نشان داده اند که گرچه به جامعه کوتاه مدت معروفند اما هیاهو ها و گرد و غبارهایی از این دست زیاد تاثیری بر انتخابشان ندارد.
از آن روز طلایی در مجلس دهم تا امروز بارها با دیدن این تصویر به رای خودم در اسفند ۹۴ بالیده ام و صدالبته به نماینده شجاع و باتدبیر شهرم نیز.روزگاری تمام امید اصلاح طلبان و تحول خواهان تنها به نطق ها و مواضع علی مطهری خوش بود اما امروز و به یمن کنار هم بودن هایمان و امیدوار بودنمان هر روز یک علی مطهری در مجلس عرض اندام میکند و صدای ملتش میشود در مجلسی که خانه ملت است.این تکثیر درایت ها و شجاعت ها ثمره نیکویی است برای بردباری های ما که نه زخم های روزهای سخت خسته و نا امیدمان کرد و نه ممنوعیت های بزرگانمان.این میوه شیرین زمانی دلچسب تر و لذتبخش تر میشود که تبلورش را در نماینده شهرم می بینم.شهری که همیشه به فرهنگ و تمدنش بالیده و میرزا کوچک ها و مرامشان دائما در زیست بومش تکثیرشده اند.
این تصویر و خنده های معنی دارش نوید روزهای پرلبخند و شیرین را برای ایران می دهد و باید از بانی این خنده ها که دستمزد تلاش های شبانه روزی امیدواران را با این نطق برنده و تاثیرگذار داد پیش از آنکه دیر شود، تشکر کرد.در پایان لازم است به تمام مخالف خوان ها و همیشه دلواپسان(که امیدوارم نیتشان از این همه هیاهو و زیرپا گذاشتن اخلاق خیر باشد)یادآوری کنم که شما هم بهتر است این تصویر را در پس زمینه گوشی هایتان و یا در اتاق کار و منزلتان در معرض دیدتان نصب کنید تا در مواقع فراموشی و در روزهایی که حب مال و مقام و منافع شخصی و گروهی تان باعث شد منافع ایران و ایرانی را فراموش کنید به خاطرتان بیاورد که این خنده ها خنده همان ملتی است که به لیست امید رای داد و این شادی شادی های همان مردمی است که شما در خانه آنها نشسته اید و این نمایندگی و وکالت را مدیون حضور همیشگی آنها هستید.یادتان بیاورد که با تهدید و ارعاب و سیاست “النصر بالرعب”ی که در پیش گرفته اید ملت ایران از حق خواهی اش دست برنخواهد داشت.یادتان بیاورد که با ممنوع التصویری آنها که محبوب القلوب ملت هستند و با “لیست انگلیسی” خواندن منتخبینشان به جایی نخواهید رسید.شاید این عکس در روزهای عصبانیت و فریادهای بلندتان به یادتان بیاورد که آن زمان که حرف حق زده شود همه ما یک تن هستیم و پشت نماینده ای که به او رای دادیم خواهیم ایستاد و از او و مواضع حق طلبانه و مدبرانه اش حمایت خواهیم کرد.
غلامعلی جعفرزاده که شعارش برای انتخابات “آمده ام که سر نهم بود “نشان داد که همانگونه که در راه وطن و در روزهای سخت این کشور جانش را برای آن گذاشت امروز هم برای اعتلای همان وطن آمده تا سر نهد.خوب است این روزها که در فضاهای مجازی بازار کمپین و هشتگ داغ است هشتگی تولید کنیم برای آنها که همیشه دلواپسند د در روزهای پیروزی ملت با هر ترفندی میخواهند بگویند که هیچ چیز تغییر نکرده .هشتگی با این عنوان که “#من_هم_جعفرزاده_هستم و یا #صدای_جعفرزاده_صدای_ماست.
آمده ام که سر نهم،عشق تو را به سر برم ور تو بگویی ام که نی،نی شکنم شکر برم

مطالب مرتبط

نظرات

بدون نظر

اخبار